در 1270 ـ 1271 (يا 1273)، نصيرالدين را براي معالجهٴ اباقا پسر و جانشين هلاكو (ايلخان از 1265 تا 1281)، كه گاوي وحشي او را شاخ زده بود، دعوت كردند. معالجهٴ او قرين توفيق بود.
دو رسالهٴ طبي بدو منسوب است:
48) الحواشي علي كليات القانون.
49) كتاب الباب الباهية في التراكيب السلطانية. دستوري براي پسر بيمار پادشاه قازان بر كرانهٴ ولگا (كه بناي آن را بنا بر روايت از باتو، خان قيزيل اردو 1224 ـ 1256 ميدانند). اين دستور در سه باب است كه دوتاي اولي از تغذيه و بهداشت، و سومي از مسائل جنسي و طريقهٴ تقويت قواي جنسي بحث ميكند. اين رساله به تركي ترجمه شده است.
19. منطق و طبقهبندي علوم ــ دو رساله بيشتر به منطق اختصاص دارد.
50) كتاب التجريد في علم المنطق. يكي از شاگردان نصيرالدين به نام حسن بن يوسف بن مطهر حلي (وفات: 1325 ـ 1326)، شرحي بر آن نوشت با عنوان
شرح تجريد المنطق.
51) شرح كتاب الاشارات و التنبيهات ابنسينا در جواب شكوك فخرالدين رازي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم).
نصيرالدين دست كم در دو رسالهٴ ديگر از طبقهبندي علوم بحث كرده است. اولي اخلاق ناصري است كه در بخش 22 ذكر ميشود. در آن طبقهبندي علوم به شرح زير است: اول ــ علوم نظري: الف) مابعدالطبيعه، الهيات؛ ب) رياضيات (شامل موسيقي، مناظر و مرايا، علم حيل)؛ ج) طبيعيات (عناصر، علم تبدلات، هواشناسي، كانيشناسي، گياهشناسي، جانورشناسي، روانشناسي، طب، اخترگويي، كشاورزي و غيره).
دوم ــ علوم عملي: الف) اخلاق ؛ ب) تدبير منزل؛ ج) سياست. منطق در مقام وسيلهاي كلي در طبقهبندي منظور نشده است.
ديگري (52) كتاب اقسام الحكمه است.
20. فلسفه ــ شهرت عمومي نصيرالدين بيشتر به خاطر تعداد زيادي آثار فلسفي و كلامي اوست. به مهمترين آنها اشاره كوتاهي ميشود.
53) كتاب الفصول. در مابعدالطبيعه. به فارسي نوشته شده و جرجاني (محمدبن علي؟ يا عليبن محمد؟) آن را به عربي ترجمه كرده است. شرحي بر آن از يك موٴلف ناشناس با عنوان الانوار الجلاليه
در دست است.
54) رساله في اثبات الجواهر المفارق (العَقل الكُلّي). شرح از شمسالدين كيشي و محمدبن اسعد دواني صديقي (وفات: 1501 ـ 1502).1